تبلیغات
تا انتهای بودن م

مطلب ثابت

یکشنبه 8 دی 1392 03:39 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
اینجا.ـ


آخرین ویرایش: - -

 

ب خاطر بچه های زنده ب گور شده ام می نویسم.

شنبه 24 مرداد 1394 07:13 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
Lili,take another walk out of your fake world 
please put all the drugs out of your hand 
you'll see that you can breath without not back up 
some much stuff you got to understand 

for every step in any walk 
any town of any thought 
i'll be your guide 

for every street of any scene 
any place you've never been 
i'll be your guide 

lili,you know there's still a place for people like us 
the same blood runs in every hand 
you see its not the wings that makes the angel 
just have to move the bats out of your head 

for every step in any walk 
any town of any thought 
i'll be your guide 

for every street of any scene 
any place you've never been 
i'll be your guide 

lili,easy as a kiss we'll find an answer 
put all your fears back in the shade 
don't become a ghost without no colour 
cause you're the best paint life ever made

آخرین ویرایش: شنبه 24 مرداد 1394 07:15 ب.ظ

 

سلامتی نبودن

شنبه 16 خرداد 1394 04:42 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
مرا یار ا ی بودن نیست ...
آخرین ویرایش: - -

 

هرزه نگشتگانیم

سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 05:03 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
- عذر میخام بابت مطرح کردن چیزی ک ناراحت کننده بود برات ...
- شما فقط داشتید نقش تون رو ایفا می کردید آقا.
- و کار شما چیه؟ ... هان؟ چطور دووم آوردید جلوی فلورین های طلای که میگید موکلم به شما داده؟ نه ب خاطر مدل بودن هان؟ شاید برای این که ترجیح میدید حرفه ی اصلی تون رو اعتراف نکنید : هرزه گری! چقدر قراره برای نمایش امروزت بگیری؟


آخرین ویرایش: سه شنبه 1 اردیبهشت 1394 05:07 ق.ظ

 

تکیه داده بودم به تو

پنجشنبه 7 اسفند 1393 09:04 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
چسبیده بودم ب تو
تکیه داده بودم به تو
تکان خوردی
تکان خورده بودی
پخش زمین شده ام
پخش زمین شده بودم

اشتباه از من است ک فرار می کنم از این که روی پاهای خودم بایستم. قضاوتت نمیکنم.ـ

آخرین ویرایش: پنجشنبه 7 اسفند 1393 09:05 ق.ظ

 

جاست وان لست دنس

دوشنبه 17 آذر 1393 11:55 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
سلام ای غروب غریبانه ی دل
سلام ای طلوع ِ سحرگاه رفتن
سلام ای غمِ لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شب های روشن ...
هق.ـ
خداحافظ ای شعر شب های روشن
سال قبل از انقلابا
خداحافظ ای قصه ی عاشقانه
شجاعت را تعریف کنید
شجاعت یعنی این
خداحافظ ای آبی روشن عشق
نه نه نه نه نه نه
خداحافظ ای قطره شعر شبانه
به راستی ما شاید برای خودمان هرروز صفحه ای تقدیر را ورق می زنیم
اما حقیقت آن است که تو باید زندگی کنی و بند بند بدنت ...
زیبا یا زشت فرقی ندارد چون پاهای چابک ... آرامش ...
نگران نباش تو ومن غافل تر از آنیم که ثانیه ها را دریابیم
کاروان سرای ذهنمان شلوغ تر از آن است که معنا را دریابیم
اما آیا این رسیدن شیرین است؟
نه نه نه نه نه نه نه
و دست های مرگ در آرزوی ...
برگونه های از اشک انتظار خیس مرگ بوسه می زنم
زیرا که جام مستی ابدی
و ازین هوشیاری ...
و قبر ما سطل زباله ای ست که تن خود این ...
تا شیرابه های وجودمان برای کرم ها
تورا می سپارم به مینای مهتاب
تورا می سپارم به دامن دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته ...
تورا می سپارم به رویای فردا ...
به شب می سپارم تورا تا نسوزد
به دل می سپارم تورا تا نمیرد
اگر چشمه ی واژه ازغم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد
خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتنی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه


آخرین ویرایش: سه شنبه 18 آذر 1393 12:07 ق.ظ

 

برویم آمازون، قبیله ای پیدا كنیم، به پایشان بیفتیم كه ما را قبول كنند

پنجشنبه 8 آبان 1393 05:22 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
به نام ِ تو
عا

كه گفته است كه كسی كه می داند باید سخن بگوید؟ كه من تو ام، تو مخاطب تمامی حرف های منی.ـ
من را ببخش، این سال هایی ك ناقص بودم، ناقض بودم ... درد تغییرم داده است ... ولی تو را ك ببینم بس است،‌حیوانی میشوم ك باید باشم.ـ
بیا حرف نزنیم با هم.ـ كلمه ها مارا از هم دور میكند. یك چیز را دو تا می كند. بغلم ك كنی می فهمیم. نمی دانم م را می فهمم اگر بغلم كنی. دلیل و چرا را می فهمم اگر بغلم كنی ...
سخت است دوری و نزدیكی ... خیلی دور خیلی نزدیك.ـ
در نمی دانمم غوطه می خورم. وز طرب آكنده نمی خاهم بشوم. ـ مستی هستم ك جلوی مستی ش را گرفته است. به تو می نویسم ك بدانی ك مست بودم، عاشق بودم، دیوانه بودم ولی فراتر بودم، فراتر بودم. درگیر معنی نبودم ولی بی معنی بودم. هیچ نمیخاهم بدانم تو هستی فعلن.ـ می دانی تا زنده ایم همین است. با هم هم كه باشیم مثل تریاك می ماند. دروغی است كنار هم بودنمان برای زنده نگه داشتن مان . برای خر كردن مان. ما مال اینجا نیستیم وات دِ‌ هل ؟ نمی دانم.ـ باید حواسمان باشد دروغمان نكند، دروغ توی ما نیاید. دروغ نشویم، زندگی دروغی مجبوریم بكنیم ولی نباید دروغ شویم ... نباید ... دل بكنیم ... دل بكنیم ...

دروغ نشویم.ـ عشق دروغ است. زندگی دروغ است. مولوی و شمس ك چه؟ آب روان ك چه ؟ گریه ك چ؟ رقص و سماع ؟ پایه ام.ـ‌ د: ـ

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم
اندوه بزرگی ست چه باشی چ نباشی

درگیر احساسات هم نباش. فراتر از احساسات مرا بخواه. فراتر از عقل و احساس.ـ تورا به سان اكسیژن ِ برای ریه ها می خاهم. نمی دانم ک میخاهم اما نباشی خفه گی ...
دل کنده باش ... درد دل کندن را بچش، آماده باش برای اتمام ... درد دارد ولی درد است دیگر ... چه فرقی می کند؟ اکسیژن م را بدهند ... سیگار ندادند اشکالی ندارد.
نمی دانم
شاید همه ی بعدش دروغ است ... شاید یکی نشدیم
هرگز به تو دستم نرسد ماه ِ بلندم.ـ
عا.ـ
تو بگو.ـ

آخرین ویرایش: پنجشنبه 8 آبان 1393 05:35 ب.ظ

 

ای ترسای پیر پرهن چرکین.ـ

جمعه 2 آبان 1393 09:20 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
آماده می کنم خود را،
که روزی زنگ بزند کسی و مرا بکشد بیرون از این جا
ببرد بیندازتم توی توالت فرنگی
که دروغ است زندگی ت
دروغ بود همه چیز ش
اصلن بگویدتم ک تو سوپر استار یک فیلم هستی و همه ی اطرافت بهترین بازیگران بوده ند
بگوید که دنیا ی تو دروغ بود،

که هورکراکس میسازم برای بقا
تکه ای را به فلسفه گره می زنم
تکه ای را به موسیقی
تکه ای را به رفاقت
تکه ای را به دشمنی

و باز نمی فهمم . ک چـــه؟!
تو یک دروغ راست بودی... و من یک راست ِ دروغ ...

مسیحای جوانمرد ِ من
بمیــر
ولی دوباره متولد شو
آتش بگیر
خاکستر شو
ققنوس نمی دانم چیست، اما میدانی ، این روز ها حتا زغال ها هم کاربرد پیدا کرده اند
اگر نباشند نمی شود
اگر نباشند فی الواقع هیچ نمی شود،
نهایتش هر از گاهی سیگاری به یادشان روشن می شود
ولی این چرخ ِ دروغ گوی فلک که به آخر نمی رسد
می گفتند که چند کارگر افغانی که در شهربازی کار می کردند، یک شب تصمیم می گیرند که سوار چرخ و فلک شوند، روشنش می کنند و سوار می شوند و می میرند. چرا ک می چرخد و می چرخد و می چرخد ... و می میرند ... باز هم می چرخد.

و هورکراکس هایی هست که نساخته ایشان.ـ
و ترانه هایی هست که نخوانده ای شان.ـ
شیره ات را زندگی کشیده ولی شیره هایی هست که نکشیدی شان.ـ
طعم گُه ِ سگ می دهد بی پدر
درد بکش، درد بکش ... درد را تا انتها بکش
و به انتها که رسیدی باز هم درد را بکش
در بعد از انتها
در بی انتها
تا خط های موازی را در آغوش هم ببینی
تا به جایی که دروغ ها با راست ها هم آغوشی می کنند برسی
و آن چه ک می شنوی را هم ببینی، هم لمس کنی و هم احساس می کنی و بالعکس و غیره و الی آخر و یا خدا.ـ

و به وقت ش بمــیر
و در بی نهایت ت غرق شو.ـ
حتا اگر وقتش امروز است.ـ

من هیچ، من نگاه.ـ من بغل.ـ من بغض.ـ من بغل.ـ
تو هیچ، تو نگاه.ـ


___
Porcupine Tree - HeartAttack at laybay
Opeth - Ending Credits
Steven Wilson - Drive Home



آخرین ویرایش: جمعه 2 آبان 1393 09:43 ب.ظ

 

ویت میکنم برات تا آخر دنیا خب.

جمعه 14 شهریور 1393 07:46 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
این روانی ـه، ایــــن لـــاو ویــت مــــی ـه.
صیادمه و آهوی دشت ـم
تا به دامش بیفتم همه جا گشتم و گشتم. D:

آخرین ویرایش: جمعه 14 شهریور 1393 07:56 ب.ظ

 

آه خفه شوی دوست داشتنی ِ من

یکشنبه 5 مرداد 1393 10:53 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
قسم میخورم حرف نزنم.ـ
جز ب آن ها.ـ
آن هم اگر پرسیدند.ـ


آخرین ویرایش: یکشنبه 5 مرداد 1393 10:54 ب.ظ

 

اصفهان شهر گمبدهای فیروزه ای

جمعه 3 مرداد 1393 08:01 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
مشکل این شهر اینه که : شیخ لطف الله ش ماشین رو نیست دیگه.ـ منم قهرم.ـ
سپـــهر نداره.ـ
من چ غلطی کنم خب؟!
کجا برم؟!ـ
در ِ کجا برم تنه  لش ـمو پهن کنم؟!ـ

آخرین ویرایش: جمعه 3 مرداد 1393 08:02 ق.ظ

 

I hATE that sadness in any eyes

جمعه 3 مرداد 1393 07:30 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
Babangie
Mamangie
Dadangie
AbjiAngie
Fatangie
AmmeAngie
Ahmangie
Mortangie
Farzangie
Behzangie
Nedangie
Fasangie
Mehdangie
Jomangie
Khodangie
Godangie
Kirangie
Kosangie
Mahshangie
Mohangie
Samangie

و البته خود حضرت خیالی ِ
Angie


?Ain't it good to be alive
نه!

?But ain't it time we said goodbye

آخرین ویرایش: جمعه 3 مرداد 1393 07:40 ق.ظ

 

نمی دانم این که مرا می بلعد، رئال است؟ یا بارسا است؟! از جفتشان متنفرم.ـ

جمعه 3 مرداد 1393 06:52 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 

نگاهی به زخم های رو ی دستش انداخت، جیغی کشید و دوید. حالت زننده ای بود. پسر ها گویا بلد نیستند چطور باید موقرانه و روی اصول جیغ بکشند.ـ گویا جیغ را می زنند.ـ البته اگر جیغ را بزنی و بعد جیغی که زده ای را بکشی  و ادامه اش بدهی، خب جیغ کشیده ای.ـ
چند قدمی بیشتر ندوید.ـ به دنبال نخی بود ک آتش بزند.ـ لباسش را آتش زد.ـ آمده بود دنبال تو.ـ می خواست تورا لمس کند.ـ لمس؟ شهوانی؟ نه.ـ خودش هنوز تعریف دقیقی نداشت.ـ نمی دانست چکار می خواهد بکند.ـ شاید می خواست با او مقاربت جنسی داشته باشد واقعن.ـ می خواست کاملاً اورا در بر بگیرد.ـ اورا بغل کند و اگر بغل ش کفاف بزرگی او را نمی داد، می خواست شب را با او بخوابد و اگر سکس هم کفاف بزرگی اورا نمی داد، می خواست صاف، توی چشم هایش زل بزند. صاف ِ صاف.ـ و جز چشم هایش هیچی نبیند.ـ بزندش.ـ مشت و لگد.ـ گازش بگیرد.ـ پسر است.ـ می تواند زیاد کتک بخورد.ـ می خواست یک انسان دیگر را در آغوش بگیرد.ـ با او یکی شود.ـ می خواست بشکند طلسم فانی ها را ک تنها می آیند و تنها می روند.ـ

رفت دکتر شد.ـ دکترای خفنولوژی.ـ نوار مغزی و این کارها.ـ مغز و اعصاب.ـ بعد یه قرصی ساخت، ک مغز را وادار می کرد که خودش هم مانند بقیه اعضای بدن گزارش کار بنویسد و سوراخی و کیت ِ مخصوصی در پشت کله ببخشید، جمجمه ی انسان های موش ش قرار داد ک پیام را ب آن جا بفرستد و بعد پیام را می فرستاد ب آلت درازش.ـ ببخشید.ـ

می خواست بمیرد.ـ پس زندگی کرد.ـ شنیده بود ک این دنیا هر کس در هر کاری که می خواهد بکند، ناموفق است.ـ
می خواست رها شود، خود را اسیر کرد.ـ
آه عرفا! بزرگان! ب { >.. < } حضرت فیل بگیریدیمان.ـ
شما را اگر درد است، ب خدا قسم درد نیست.ـ
درد اگر باشد، شمایی نیست.ـ
مثلن آن مردی که آن جا نشسته است را می بینی؟ نه؟! خب معلوم است! درد است دیگر.ـ
آدمی که تب دارد، مرض دارد؟
می شود کاری کرد که آدم مبتلا ب صرع شود؟ مثلن بزند اعصاب ش را نخاعش را فلان چیز خونش را دستکاری کند، صرع نمی گیرد؟
انسان های مصروع ب خدا نزدیک تر ند.ـ

و جوهره ی حیات برگشت ناپذیر است؟!  بی خیـــــال.ـ جوهره ش را نشناختی.ـ
منطقی ترین کار در جهان بی منطق چیزی است ک نمی خواهم بگویم چیست.ـ

برو دروغ تازه ای سر کن.ـ
برو دروغ هایت دارند پوس می اندازند.ـ
برو و شاخ هایت را ببر.ـ
برو و دست هایت را بشور.ـ
بوی کثافتت را می دهند.ـ
برو و اگر می توانی دمی بخواب.ـ
هرچند لیاقت خواب را نداری.ـ
برو و دروغ تازه ای را زندگی کن.ـ
فقط بـــــــــــــــــــرو!ـ

آخرین ویرایش: جمعه 3 مرداد 1393 07:09 ق.ظ

 

iCaNteXplaInyOuwOuldnOtunDerStandTHisisNotHowiAm

جمعه 3 مرداد 1393 06:31 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 

باید حرف زد؟ کی گفته؟!ـ قبولش ندارم.ـ
باید منتقل کرد؟ چجوری؟ با حرف؟
باید خودارضایی کرد با زبان؟!
باید رویا داشت؟ که چی؟
باید خسته بود؟ مههه؟
باید گریه کرد؟ معتاد بیمار است.ـ
باید نوشت؟ باید یه بایدی باشه.ـ
باید شدن رو تعریف کرد؟ میشه انتخاب کرد
باید رها کرد؟ رها رو باید کرد
باید کرد؟ ما یا بقیه؟

تو می توانی دردم رو کم کنی. می توانی من رو دوباره روی پاهایم بنشانی.ـ مرا نگاه کن! ـ مگر انسان روی پاهایش هم می نشیند؟! نه پس روی کون ـش می نشیند؟! هان؟! آره دیگه.ـ از روی کونش روی پاهایش می نشیند دیگر.ـ یعنی هم روی کونش می نشیند و هم روی پاهایش.ـ مرداب کلمه ها و تقلای فکر ها!.ـ
تو می توانی دردم را کم کنی؟ می توانی من را دوباره رو پاهایم بایستانی؟! آدم روی پاهایش می ایستد؟ آدم روی زمین می ایستد!.ـ البته آدم می تواند پریده باشد رو به آسمان و هم چنان ایستاده باشد.ـ در آن یک ثانیه ای که روی زمین نیست هم ایستاده است.ـ
تو می توانی دردم را کم کنی، می دانم ک می توانی.ـ همان طور ک راجر واترز ِ نامرد، به دیوید گیلمور کوچولو، می گوید که می تواند دردش را کم کند، و او را سر پایش کند و در تمام مدت نمایش نگه ش دارد ... نشخوارشان می کنم.ـ می فهمی مرتضا؟ نفهمی.ـ

Relax

اینفورمیشن می خواهی از دردم؟ ب { ... } پدرت خندیدم.ـ تب دارم.ـ بدنم دارد ورزش تپش می کند.ـ تایتل!.ـ می خواهی دردم را کم کنی؟ نمی خواهم دردم را کم کنی!.ـ می خواهی کمکم کنی زندگی کنم؟! نمی خواهم کمکم کنی زندگی کنم!ـ نمی خواهم!ـ ن این ک الان ترسیده باشم و ب قول بهزاد نخواهم تغییری ایجاد بشود در عادت هایم.ـ همان جا به خودش هم خندیدم ک من و عادت؟! و البته جای شک ش را باز می گذارم.ـ حاشیه نروم.ـ نمی خواهم کمکم کنی زندگی کنم.ـ نمی خواهم کمکم کنی در این « نمایش » روی پاهایم ایستاده باشم.ـ

چرا کسی نمی فهمد دروغ است؟!ـ گور پدر ِ نمایش ابدی تان.ـ گور پدر انسانیت تان.ـ گور پدر غزه تان.ـ عواطف اصیل انسانی تان.ـ شرافت و احساسات لطیفتان.ـ چرا کسی نمی فهمد دروغ است؟! چرا کسی نمی فهمد که حتا راستی هم یک دروغ است؟! همه چی دروغه حتا دروغه این دروغ.ـ
نمی توانید بفهمید؟! نیچه میگوید نمی توانید.ـ ولی من نقش اراده را بیشتر از این ها می دانم.ـ نمی خواهید.ـ ته ته های فکر تان.ـ می خواهید زندگی کنید.ـ می خواهید نمایش اجرا کنید.ـ یک نگاهی به متن انداخته اید و می گویید خب خیلی هم بد نیست.ـ دوستانی دارم گویا، عواطف احساسات دار و ... بد نیست.ـ ادامه می دهیم.ـ

و خودم، و خودم، رو به روی هر آدمی در واقعیت، چونان ابلهان، دستپاچه می شوم، و نمی کنم جز آن ک فکر می کنم طرفم میخواهد.ـ و هنوز ک هنوز است، حتا اگر با کسی قهر باشم وقتی به چشم هایم زل بزند و نتوانم فرار کنم از زل زدن ب چشم هایش، می خندم، بچگانه ... و خراب می کند تمام ماسک ِ صورتم را .ـ

یک نقطه هم در این شهر ، مال من و منم نیست.ـ
آرامشت تورا هست؟! آرامشم مرا نیســــــــت

و نمی خواهم؛ ن آرامشتان را. ـ نه نقطه هایتان را.ـ
مرگ را آرزو می کنم.ـ
و خواب را.ـ



: _ حوصله داشتید، با این متن، comfortably numb پینک فلوید را گوش کنید.ـ



آخرین ویرایش: جمعه 3 مرداد 1393 06:51 ق.ظ

 

موتو قبل ان تموتو ...

پنجشنبه 2 مرداد 1393 07:46 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
گفتی غزل بگو ؟

خنده های مسخره ...

تو  چقدر خوبی!

من چقدر ادای شاهزاده های نجیب زاده را در میاورم

و چه اهمیتی دارد پسرک پدر برادرم؟!

:)))

ما به شکل مضحکی همگی خوب هستیم

زیادی خوب.ـ

و هیچ کس قصد ندارد بدی کند

و می خواستم برایت بنویسم

ک تو فقط بخوانی شان

شتر عزیزم.ـ

ولی مارا انسان هایی م حیوان

باید کنار بیایی؟

دارم غصه ی دل کندن از همه تان را می چشم

گوشی زنگ می خورد

بهزاد است

بر نمیدارم.ـ

چون دارم آماده ی دل کندن میشوم

آه دل کنه ی من.ـ

غصه.

باشد.ـ

هعی

ها ها ها

یک پست آبکی ِ طولانی.ـ

تقدیم ب کسانی ک نمی خوانندش.ـ

و نظرات تبلیغاتی ک همه شان از مطالب من تعریف می کنند

:)) :) :))) :) :))))))) :)

از این دیوانگی هم بیرون می کشم.ـ

کمی تقلا.ـ

بقا بقا بقا.ـ

نمی فهمید مرا.ـ

سرنوشت مرا نوشته ند به نفهمیدن.ـ و نفهماندن ِ نفهمیدن.ـ


آخرین ویرایش: پنجشنبه 2 مرداد 1393 07:51 ب.ظ

 

کاماندانتِ چِِ گوارا یم بودی.ـ (؟!).ـ

شنبه 28 تیر 1393 02:06 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
به نام او
درود

نه نه نه نه
نـــه نــــه
نه نه نه نه
نـــه نــــه

پیـــدا کنیدم دوباره
بگو دوباره بمیرم
شاید دستت را بگیرم
پیدا کنیدم دوباره
هی هی !
سیه را ماسه را
سیه را ماسرا ی تنها
زخمی پیدا کن مردی را
ک بخواند FassaMira

پیدا کنیدش دوباره
بگو دوباره بمیرد
شاید دستم را بگیرد
پیدا کنیدم دوباره!
هق هق!
سیه را ما سه را
سیه را ماسرای تنها
تخمی پیدا کن مردی را
ک بگاید { ...ِ مارا }

یک پشم پر از گلوله
گل(!) ...

هی هی
سیه را ما سه را
سیه را ماسرا از پهنا
جدی پیدا کن چیزی را
ک بخارد ... ِ مارا


{ آخرش عالیه.ـ کلن ورژن اسپانیاییش خوبه، ولی این تیکه ی میکس شده با ورژن نامجو عالی ـه. مقدسه.ـ }

آکی سِ کِدا لا کلرا
لَ اِنتران ترانسپرنیا
دو تو کریدا پرسنیـیا
کاماندانته چــه گوارا

هی هی.ـ


آخرین ویرایش: شنبه 28 تیر 1393 02:26 ق.ظ

 

تعداد کل صفحات ( 9 ) 1 2 3 4 5 6 7 ...