تبلیغات
تا انتهای بودن م - فثامِ سال هشتاد و هشت!(قسمت اول)

فثامِ سال هشتاد و هشت!(قسمت اول)

سه شنبه 10 آبان 1390 08:57 ق.ظنویسنده : نژاندو ف.

 

به نام او

درود


سال هشتاد و هشت تو چن تا سایت حسابی فعال بودم؛ الان به یه دلایلی و یه شرایط خاصی داشتم تو یکی از این سایتا می گشتم که به چن تا شعرام برخوردم که تو این سایتا گذاشته بودم! راستش خودم خیلی ذوق کردم ... نمیدونم چرا ... شاید به خاطر این که دیگ اون دوران برام گذشته و اینا ... اما به هرحال حس خوبی به خودم داد شعر هام! 


تمنا می کنم اورا
خداوندا تو می دانی،
که یک لحظه نبود او
دلم را کرده طوفانی

تمنا می کنم اورا
که می گوید که کم آبی است؟
برای بودن با او
دوباره دیده بارانی است

تمنا می کنم اورا
خدایا برده آرامم
به حکم دادگاه او
که حبس عشق فرجامم

تمنا می کنم اورا
برای بال بگشودن
برای بودن با او
برای آشنا بودن


تمنا کرده ام اورا
شباهنگامه ی غمگین
که آخر پشت من خم شد
به زیر این غم سنگین

تمنا کرده ام اورا
به زیر بارش باران
که ای معبود، این جان را
بگیر یا که بده سامان

تمنا کرده ام اورا
برایم مرگ شیرین است
که قلبم داره این آوا:
"غم عشاق، سنگین است!


 پیام زده شده در: ۱۱:۰۴ سه شنبه ۸ دی 1388 


آخرین ویرایش: سه شنبه 14 آبان 1392 02:22 ق.ظ

 
چهارشنبه 18 مرداد 1396 05:34 ب.ظ
Generally I do not learn article on blogs, but I would
like to say that this write-up very pressured me to take a look at and do so!
Your writing taste has been amazed me. Thank you, very great
post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر