تبلیغات
تا انتهای بودن م - ـتـ ـنـ ـهـ ـاـ یـ ـی ـد ـر ـجـ ـمـ ـع ـدـ ـر ـتـ ـنـ ـهـ ـاـی ـتـ ـنـ ـهـ ـاـیـ ـی

ـتـ ـنـ ـهـ ـاـ یـ ـی ـد ـر ـجـ ـمـ ـع ـدـ ـر ـتـ ـنـ ـهـ ـاـی ـتـ ـنـ ـهـ ـاـیـ ـی

چهارشنبه 16 اسفند 1391 07:53 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
یاران
وقتی صدای حادثه خوابید
بر سنگ گور من بنویسید
یک جنجگو که  نجنگید
اما
شکست خورد ...


آخرین ویرایش: - -

 
دوشنبه 30 مرداد 1396 08:50 ق.ظ
I don't even understand how I finished up right here, but I assumed this publish was good.
I don't understand who you're however certainly you're
going to a well-known blogger in the event you aren't already.
Cheers!
دوشنبه 1 خرداد 1396 08:21 ب.ظ
Good post however , I was wanting to know if you could write a
litte more on this topic? I'd be very grateful if you could elaborate a
little bit further. Many thanks!
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:45 ب.ظ
hi!,I really like your writing very much! proportion we keep up a correspondence more about your article on AOL?
I require an expert on this space to solve my problem.

May be that's you! Looking ahead to look you.
جمعه 18 اسفند 1391 02:41 ق.ظ
شایدم جنگید ولی راه و رسم جنگ رو خوب نمی دونست...
پنجشنبه 17 اسفند 1391 01:25 ق.ظ
پپری ...
پنجشنبه 17 اسفند 1391 12:08 ق.ظ
نمیدانم چ گویمت یا از که گویمت ...
چهارشنبه 16 اسفند 1391 11:13 ب.ظ
اوووف خیلى خوب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر