تبلیغات
تا انتهای بودن م - شروکس

شروکس

سه شنبه 23 مهر 1392 11:20 ب.ظنویسنده : نژاندو ف.

 
باید کرد. نباید؟ میدونم. مهم نیست.ـ
جایی ک متعلق ب من باشد.ـ
؟
!
دور از خانه زمان کند می گذرد
من هم ک ب تو فکر می کنم
محبوب سیمین ساق سنگین دل.
کیست این محبوب؟!
چرا باخت؟
برنده شدن است. ب تخمم همه شان.ـ
خطرناک شدم.
دردی دیگر حس نمی کنم.
ب انتهایی فکر می کنم ک می رسد
پیش از آن ک جام ب دستت دهند
خودت بنوش.ـ
فرقی نمی کند .
هوای کثیفی ست
کمتر بهتر
بیشتر بد تر
زندگی را باید کرد ...
همه چیز دوروغ
همه چیز دوروغ
من و احساساتم دوروغ.ـ
تو و احساساتت ب من دوروغ
ما و نیاز هامون دوروغ
فقط ی چیز واقعی هست
یه راست ...
کل من الیها فان
و منم فانی ثانی.ـ
گویا Chaos دوباره بیدار میشود
این بار رفتم رفتم.ـ
وصیت نامه خواهم نوشت
هیچ چیز معلوم نیست.ـ
بروید به جهنم دنیاتان و زندگی سگی تان را بکنید
چس ناله هایتان را بکنین.ـ
خوب می شود برایتان.ـ
نمی فمید آخر.ـ
خودم هم نمی فهمم آخر
می فهمم تا یک جاهاییش را
حس ش می کنم ولی مکانیزم ش را نمی فهمم.ـ
و خم شده م جلویش .

ب جان تو بانو نخورده مست بیهوشم
تو فرض کن این درد تکیلاست ک می نوشم
تو فرض کن این آخرین بیت شعر من باشد
ک ضجه میزنم و می نویسم می نوشم.ـ

آخرین جرعه ی این جام تهی را ...

آخرین ویرایش: سه شنبه 23 مهر 1392 11:28 ب.ظ

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.